السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
29
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
بيانات علامه سيد محمد حسين تهرانى در معرفى شخصيت حضرت علامه طباطبايى رحمه اللّه حتى براى يك دفعه بلند سخن نگفتند عظمت و ابّهت و سكينه و وقار در وجود ايشان استقرار يافته ؛ و درياى علم و دانش چون چشمهء جوشان فوران مىكرد ؛ و پاسخ سؤالها را آرامآرام مىدادند ؛ و اگرچه بحث و گستاخى ما در بعضى از احيان به حدّ اعلا مىرسيد ؛ ابدا ابدا ايشان از آن خطّ مشى خود خارج نمىشدند ؛ و حتّى براى يك دفعه تن صدا از همان صداى معمولى بلندتر نمىشد ؛ و آن ادب و متانت و وقار و عظمت پيوسته به جاى خود بود و جام صبر و تحمّل لبريز نمىگشت . « 1 » علامه رحمه اللّه جامع ميان علم و عمل بود هركس با ايشان مىنشست ؛ و زبان خاموش و سكوت مطلق ايشان را مىنگريست مىپنداشت كه اين مرد در مفكّرهء خود ، هيچ ندارد ؛ ولى چنان مستغرق انوار الهيّه و مشاهدات غيبيّه ملكوتيّه بودند كه مجال تنازل نمىكردند . و عجيب جامعيّت ايشان بود بين تحمّل آن كوههاى اسرار و بين حفظ ظاهر در مقام كثرت و اعطاى حقّ عوالم و ذوى الحقوق از تدريس و تربيت طلّاب و محصّلين و دفاع از حريم دين و سنّت الهيّه و قوانين مقدّس اسلام و سنگر ولايت كليّه الهيّه . آيت اللّه علّامهء طباطبايى گذشته از جامعيّت در علوم ، جامع بين علم و عمل بود ؛ آن هم عملى كه از تراوشات نفسانيّه صورت گيرد و براساس طهارت سرّ تحقق پذيرد ؛ جامع بين علوم و كمالات فكريّه و بين وجدانيّات و اذواق قلبيّه و بين كمالات عمليّه و بدنيّه بود ؛ يعنى مرد حقّى بود كه سراسر وجودش به حقّ متحقّق بود . « 2 » يكى از مكاشفات حضرت علامه : ديدن حوريهء بهشتى هنگام عبادت مرحوم قاضى شاگردان خود را هريك طبق موازين شرعيّه با رعايت آداب باطنيّه
--> ( 1 ) . مهر تابان ، ص 10 . ( 2 ) . همان ، ص 12 .